بستن تبلیغات

دنیای این روزای من

دنیای این روزای من

جایی برای زندگی

<-BlogAuthor->
<-BlogAuthor->

به نام خالق عشق وزیبایی... این وبلاگ دل نوشته های من وهمسرم برای یه پسرکوچولوی ناز وخوشگله. یه هدیه آسمونی که خدا تو زمستان 90 به ماداد تا خوشبختیمون رو سه نفره جشن بگیریم... خدایا سپاس از تو...

پیوند ها

مطالب اخير

آرزوی ما برای طاهاجونی

طاهای دوست داشتنی ما

آتلیه طاها ومامان

واکسن پسرکم

طاها در گذر زمان

اولین نوروز با طاها

طاهای شیطون مامان وبابا

...خداروشکر

عشق زندگیمون طاها

شیرین کاری های گل پسر قندعسل

عکس های گل پسرمون طاها

...انچه گذشت

اولین عکس زمینی شدن پسرم طاها

تولدت مبارک طاها

طاها اومد

تغییرات من در دوران بارداری ...بخش دوم

اخرین روزای انتظار

.....ماه نهم فرارسید

عکس سیسمونی اقا طاها

ازمایش قند ونگرانی مامانی

آمار

افراد آنلاین : 3 نفر
بازديدهاي امروز : 32 نفر
بازديدهاي ديروز : 35 نفر
بازدید هفته قبل : 156 نفر
كل بازديدها : 6866 نفر

امكانات جانبي

RSS 2.0

POWERED BY
NiniWeblog.com

گالری تصاویر

كد موسيقي براي وبلاگ

آرزوی ما برای طاهاجونی

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
پسرکم...عسلکم.....
من وبابایی دوست داریم.....
امشب شب ارزو هاست...
آرزومون برات اینه که همیشه شاد وتندرست باشی....

موضوع :

|

طاهای دوست داشتنی ما

پسرکم روز به روز شیرین تر وخواستنی تر میشه...حرکات وکاراش ادمو مجذوب میکنه:

خنده هاش...

قهقهه هاش...

حرکات دست وپاهاش....

گریه هاش....

لب چیدناش...

نگاه کردناش...

کنجکاویاش...

خدایا این رحمت دوست داشتنی رو از هر کس که لیاقتشو داره دریغ نکن.خیال باطل

موضوع :

|

آتلیه طاها ومامان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع :

|

واکسن پسرکم

این واکسن زدن هم دردسره ها....ولی چه میشه کرد....البته واکسن دو ماهگی رو راحت تر تحمل کرد...ولی واکسن چهار ماهگی رو خودم بردم بهداشت زدمش .هم برای من سخت بود هم برای پسرکم...

از الان برای واکسن 6ماهگی چه کنیممممم؟؟!!!!!!!نگران

 

 

 

موضوع :

|

طاها در گذر زمان

                                                       بدو تولد...

یک ماهگی...

دو ماهگی...

سه ماهگی...

چهار ماهگی...

پنج ماهگی...

موضوع :

|

اولین نوروز با طاها

سال جدید رو شروع کردیم این بار سه نفری...قلب

یه اقا پسر ناز وگوگولی هم به جمع دونفرمون اضافه شد وبهار زندگیمون رو باطراوت کرد...ماچ

عزیزکم به جمع ما خوش اومدی...ایشاله همیشه سالم باشی کنارمون سالیان سال....هورا

اینم سفره هفت سین امسال...

 

موضوع :

|

طاهای شیطون مامان وبابا

طاها تف تفیان...

عاشق اب بازی..(مامانی داره پاهاشو میشوره)

اینم ننویی که توش راحت بخوابه...البته بعد کلی بازی کردن.

عاشق خوردن انگشت شست...

زبون درازی هم بلده!!!از کی یاد گرفتی؟ چشممون روشن...

 

در دری رفتن اقا طاهایی...

این عکس العمل پسرم با شنیدن صدای باباییش...

خوابای خوش ببینی گل پسرم...

وقتی خوابش میاد پسرم یه چشمش کوچیک میشه....

زیاد از دمر شدن خوشش نمیاد پسرک...

قربون اون الماسای سیاهت برم عزیزم...

 

موضوع :

|

...خداروشکر

خدا روسپاس که:

یه پسر ناز وسالم بهمون امانت داده...

یه نی نی صبور واروم داریم...

نافش به موقع افتاد...

تا40روزگی تونست خوابشو تنظیم کنه وشبا بخوابه...

کولیک ودل درد نداشت ...

برای ختنه کردنش اذیت نشدیم...

واکسن دو ماهگیشو خیلی خوب تحمل کرد...

شیر مامانیشو میخوره وشیرخشکی نشد...

و...

موضوع :

|

عشق زندگیمون طاها

پسرک یک روزه من

دست کوچولوی جیگرم که انگشتمو میگیره باهاش....

این مدل خوابیدنشو خیلی دوست دارم....

اینم یه عکس از عطسه طاها ..عافیت باشه مامانی...

کشتی طاها واقا خرسه....پسرکم خاکش کن.....

طاهاودوستاش...

 

موضوع :

|

شیرین کاری های گل پسر قندعسل

اولین شیرین کاری پسرم خنده های خوردنیش بود که به اطرافیانش تحویل میداد...لبخند

انگشت خوردنای گل پسر هم از ماه دوم اضافه شد...ملچ ومولوچی به راه میندازه که نگو....خوشمزه

از ماساژ وورزش خیلی خوشش میاد وبا دست وپا زدناش این خوشحالیش رو نشون میده....البته موزیکال هم میشه این حرکتا.......زبان

عکس العمل طاها به صداها هم خیلی جالبه...چپ وراست وبالا وپایین سرشو بر میگردونه....خواب

به صدای تلفنی باباییش که باهاش حرف میزنه گوش میده ومیخندهبه من زنگ بزن

باصدای سشوار میخوابه..البته در مواقع ناچاری وکولیک روش خوبیه برای خوابوندنشسوال

تازگیا وسط شیر خوردن به مامانی نگاه میکنه وبراش میخنده گل پسمل....ماچ

تلویزیون نگاه میکنه بعضی وقتا دور از چشم مامان....یول

از حمام وصدای اب به شدت خوشش میاد...لبخند

غلتیدن از روی بالش هم از کارای همیشکی طاهاجونیه...وقت تمام

 

موضوع :

|

عکس های گل پسرمون طاها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع :

|

...انچه گذشت

14اذر نشانه های اومدن طاها بروز کرد...اوه

15اذر طاها به دنیا اومد...قلب

17اذر از بیمارستان مرخص شدیم...مژه

22اذر ناف طاها افتاد...لبخند

24اذر حمام 10 روزه شدن طاها توسط مامان جونیا...عینک

11دی ختنه شدن طاها به روش سنتی...ابله

18 دی تشکیل پرونده بهداشتی برای طاها...یول

25 دی چهل روزگی طاها ...تشویق

موضوع :

|

اولین عکس زمینی شدن پسرم طاها

موضوع :

|

تولدت مبارک طاها

sendscraps.com

Birthday Quotes

موضوع :

|

طاها اومد

...وبالاخره بعد نه ماه انتظار پسرکمون

روز چهارشنبه 15 اذر91 درساعت12 ظهر به روش طبیعی-سزاریننگران به دنیا اومد......

هر چند اومدنش خیلی طولانی وسخت بود ومامانی کلی اذیت شد اما با دیدن طاها میشه همه چی رو فراموش کرد.....

پسرکم طاهای مامان و بابا خوش اومدی گلکم.......قلب

موضوع :

|

تغییرات من در دوران بارداری ...بخش دوم

اضافه وزنم همچنان ادامه دارد....الان که هفته 40 بارداری هستم به 15 کیلو رسیده...یعنی از 65رسیدم به 80...امیدوارم بتونم بعد زایمان خودمو به وزن ایده ال برسونم....معلم ورزش که چاق نمیشه...

احساس میکنم پسملی هم خوب وزن گرفته باشه...سونو هفته 33 نشون میداد که 2200وزن داره...

هنوز تمایل به خوردن شیرینی جات زیاد دارم ولی باتوجه به وزنم وقندم باید حالا حالاها دورشو خط بکشم...

به خاطر تغییرات هورمونی خیلی حساس شدم...گهگاهی الکی گریه میکنم وبعضی روزا بی خیال همه چی..

ترکای شکم وپهلو به بالای ناف وران هم کشیده شده ....

تو ماه هشتم وهفتم خارش زیادی تو پاهام داشتم که منو خیلی اذیت میکرد...خداروشکر ماه نهم بهتر شد...

درد لگن وگرفتگی پاهامو تو ماه نهم تجربه کردم........به خصوص موقع جابه جاشدن موقع خواب....

شب بیداری در سه ماهه سوم بارداری خیلی زیاد داشتم...البته برای خوندن نماز صبح خیلی کمکم کرد...عوضش روزا راحت میخابیدم....

بیشترین میزان فشار خونی که داشتم تو بارداری 13 بود که خداروشکر دیگه بالاتر نرفت....

دوبار تاری دید رو تجربه کردم که علتشو نفهمیدم....ولی زود رفع میشد...

سوزش سر دل همچنان تا اخر بارداری گریبان گیرم بود وبا بالش اضافه میخابیدم....

ورم دست وپا وقتی که غذای نمکی میخوردم داشتم..اما کلا ورم پا ماه اخر همیشه داشتم...که طبیعیه.

روزای اخر بارداری همش روزا وساعتا رو میشمرم ولی انگار زمان متوقف شده....خیلی دیر میگذره.

من همیشه به طبیعی زاییدن فکر میکنم اما با معاینه لگن تو ماه اخر متوجه شدم زیاد نباید دلمو خوش کنم...سزارین هم برای راهیه برای جلوگیری از خطر زایمان سخت.......

پیاده روی روزای اخر خیلی سخت شده...ولی قر کمر وتاب لگن رو راحت تر انجام میدم...

خوردن گل گاو زبون .تخم شوید..عرق کاسنی وخاکشیر کارای هفته 40 بارداریه که انجام میدم...

موضوع :

|

اخرین روزای انتظار

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

 

گل پسر کوشولوی ما دو هفته دیگه میاد تو بغلمون....قلب

زندگی تا حالا اینقدر برامون پر هیجان وزیبا نبوده....هر روز به تقویم دیواری اتاقمون نگاه میکنیم و دنبال روزهای زیبایی می گردیم که قراره برامون خاطرات زیبایی از عشق رو رقم بزنه.خیال باطل

پسرگلمون تو این روزای عزیز که بوی امام حسین میده مثل همیشه به یاد خاطرات با تو بودن به انتظار میشینیم تا ایشاله محرم سال دیگه رو سه نفری زنده کنیم....فرشته

موضوع :

|

.....ماه نهم فرارسید

چند روزیه وارد ماه اخر بارداری شدم.......احساس عجیبی دارم...احساس هیجان ونگرانی وترس والبته خوشحال از اینکه بالاخره به دیدار پسملی نزدیک میشم...........نگران

شاید دلم برای این لگد زدنا وسکسکه ها وحرکات موجیش تنگ بشه.......

انقباضاتم چند روزیه بیشتر شده وزیر دلم درد میگیره........و این یعنی خودتو اماده کن مامانی......

لحظه دیدار نزدیکه...............قلب

خودمو برای زایمان طبیعی اماده کردم و البته همه از شجاعتم تعجب میکنن ویه جورایی تحسین......

خدا کنه بتونم واز پسش بر بیام...............ابرو

گل پسرم همه چی اماده ورود توست........منتظرتیم بیای وزندگیمون رو شیرین تر کنی.لبخند

تصور من وبابایی واز طاهای خودمون...

موضوع :

|

عکس سیسمونی اقا طاها

بالاخره موفق شدم عکس سیسمونی پسرم رو بذارم تو وبلاگ....خجالت

ادرس:گالری تصاویر صفحه اول.....وبلاگ اقا طاها

به نظر خودم هر چی لازم بوده خریدم....البته من حدود دو ماه از تاپیک تجربیات سیسمونی نی نی سایت کمک گرفتم وبا لیست خریدی که تهیه کرده بودم خریدامو انجام دادم....متفکر

خداروشکر همه چی به موقع اماده شد ...والبته خدا رو شکر من وهمسرم تونستیم بدون کمک دیگران این وسیله ها رو تهیه کنیم.....استقلال به معنای واقعی.......اوه

پسرم...قند عسلم...مبارکت باشه گلم.ماچ

 

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

موضوع :

|

ازمایش قند ونگرانی مامانی

ازمایش تحمل گلوکزوواکسن کزاز وسونوگرافی وعفونت ادرار جزو برنامه های ماه هفتم بارداریه که متاسفانه من تو ازمایش قند و کشت ادرار به مشکل برخوردم....ازمایش گلوکز سه مرحله ای انجام شد وفاکتور مورد نظر باید 140 می بود که مال من 148بود...واین یعنی پرهیز از خوردن شیرینی وقند...سبز

چیزایی که تو بارداری به شدت بهش علاقه مند شده بودم....برنج ونون رو هم محدود کردم وحتی میوه های شیرین هم نمیخوردم....

برای عفونت ادرار جزیی هم که داشتم کپسول مصرف کردم ...

فکر نمیکردم با رژیم غذایی محدود بشم..خیلی سخته.....کاش از اول بارداری پرهیز میکردم....عصبانی

وای هنوز هم وقتی از جلوی قنادی رد میشم با خودم میگم بذار بارداریم تموم شه هر روز میام شیرینی خامه ای میخورم...اینم از مامان شکمو طاها.......خیال باطل

موضوع :

|

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد